الملا فتح الله الكاشاني

362

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

است * ( وَلا أَدْراكُمْ بِه ) * و نه شما را دانا كردى خدا به قرآن پس اثر فضل و رحمت او است كه مرا امر كرد به خواندن و شما را اعلام كرد به آن بر زبان من مراد آنست كه اين امر بمشيت اللَّه است نه بمشيت من تا آن را بنحو متمناى شما و مشتهى خود توانم گردانيد بعد از آن تقرير اينمعنى مىكند بقوله * ( فَقَدْ لَبِثْتُ ) * پس بدرستى كه من درنك كردم * ( فِيكُمْ ) * در ميان شما * ( عُمُراً ) * عمرى دراز كه مقدار چهل سال بود * ( مِنْ قَبْلِه ) * پيش از نزول قرآن يعنى در آن مدت كه مبعوث نبودم نه من قرآن ميخواندم و نه شما دانايان بوديد اين اشاره است به آنكه قرآن معجزه است و خارق عادة چه هر كه ميان جماعتى چهل سال زندگانى كند كه در اينمدت ممارسة علمى و مشاهدهء عالمى نكند و انشاد شعرى و خطبهء ننمايد و بعد از آن كتابى بر ايشان بخواند كه هيچ فصيحى و بليغى به مثل آن اتيان نتواند نمود و بر همه منشور و منظوم فصيحه بليغه فايق باشد و محتوى بر قواعد اصول و فروع بود و مبين اقاصيص اولين و احاديث آخرين باشد بر آن نهجى كه هست هر آينه معلم خواهد بود از جانب خدا * ( أَ فَلا تَعْقِلُونَ ) * آيا چرا در نمييابيد و تعقل نميكنيد در كسى چنين كه چهل سال در ميان شما بوده و ممارسة علمى ننموده و با عالمى صحبت نفرموده كلامى بر شما ميخواند كه فصحاى عرب از كمال بلاغت آن حيرانند و بلغاى ديوان الادب از كمال فصاحت آن انگشت تحير در دندان و مع ذلك از احوال ماضى و مستقبل خبر ميدهد كما ينبغى تا دريابيد كه صدور كلامى چنين از مردى چنان خارق عادت است و منزل از جانب جناب عزت امى دانا كه بعلم فزون راند رقم بر و رق كاف و نون بى قلم و كاغذ و آب سياه معجزه آورد ز وحى إله بى خط و قرطاس ز علم ازل مشكل لوح و قلمش گشت حل ملخص كلام سابق آنست كه من افترا نميكنم بر خداى در تغيير و تبديل قرآن و شما افترا ميكنيد كه قرآن را كلام من ميدانيد * ( فَمَنْ أَظْلَمُ ) * پس كيست ستم كارتر * ( مِمَّنِ افْتَرى ) * از كسى كه افترا كند و بر بندد * ( عَلَى اللَّه كَذِباً ) * بر خدا دروغى و چيزى كه خدا نگفته باشد نسبت به او دهد و بتان را شريك خدا دانسته عبادت ايشان كند و گويد وَاللَّه أَمَرَنا بِها استفهام بر سبيل توبيخ و تقريعست * ( أَوْ كَذَّبَ بِآياتِه ) * يا تكذيب كند آيتهاى او را و بدان كافر شود و يا بگويد كه او را صاحب و شريك و ولد است * ( إِنَّه لا يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ ) * بدرستى كه نجات نيابند و رستگار نشوند مجرمان يعنى كافران كه غرق جريمه‌اند و مستغرق معصيت اگر گويند هر كه دعوى ربوبيت كند هر آينه ظلم او اعظم از كسى خواهد بود كه مدعى نبوت بود يا تكذيب بعضى از آيات